همیشه دلم میخواسته و میخواد بدونه که چرا بعضی از افراد انقدر دوستداشتنی هستن و چطوری میشه که روی خیلی از آدما تاثیر میگذارن. اصطلاحی که در این موزد به کار میبرن اینه که میگن: «فلانی مهرهی مار داره».
نمیدونم. شاید بخاطر اینه که مهربون هستن یا شایدم بخاطر اینکه مهربون نشون میدن. و ممکنه بخاطر زبونه چرب و نرم هم باشه؛ خیلیها هم هستن که مهربونن اما دیده نمیشن. بعضیها توسط زبون، جذب کسی میشن، بعضیها بخاطر نمایش و بعضیها به واسطهی دل کسی جذب میشن. البته گروههای دیگهای هم هستن. فعلا بگذریم... این نوشتهای نبود که الان میخواستم بنویس.
هی ننوشتم ننوشتم گفتم شاید لحظهاش برسه اما دیدم تقریبا یکسالی میشه که خاموشم. آخه چرا؟! یه ذره فکر نو میخوام تا بتونم ذهنم رو شستوشو بدم شاید اینطوری بشه کاری کرد. Brain Damage!!!
سوژهها گم شدهاند و ذهن خاموش، چشمها بیتفاوت شدند، زانوها خم شدهاند و پاها سست.

